بديع الزمان فروزانفر

803

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

جلوه‌اى كرد رخت ديد ملك عشق نداشت * عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد ديوان حافظ ، ص 103 محققين صوفيه مىگويند كه اين امانت ، لطيفه‌ى سيار و سيال انسانى است كه استعداد رهايى از قيد ، و تعين ، و وصول بمرتبه‌ى اطلاق در آن ، نهفته است و آسمانها و زمين و كوهها چون در حد وجود خود زندانى هستند و آماده‌ى اتصال به مطلق نيستند ، مهياى قبول اين لطيفه نبودند و انسان داراى دل و معرفت است و از اين رو مىتواند كه از تعين برهد و به مطلق بپيوندد و سر قبول امانت از جانب انسان همين است . بيان مولانا هم ناظر به تعبيرات صوفيان است نه اهل ظاهر . جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 22 ، ص 36 - 33 ، تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 456 ، كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 8 ، ص 95 - 93 ، كشاف ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 223 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 4 ، ص 350 - 349 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 6 ، ص 805 - 802 ، مجمع البيان ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 253 ، تفسير بيضاوى ، طبع ايران ، ص 345 ، حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخه‌ى عكسى ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 206 ، ج 2 ، ص 53 ، 148 . اين ابيات ، بيان حديث ذيل است : ان لربكم فى ايام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها . ( خداى را در روزهاى زمانه شما وزشهاى نسيم عنايت و تجلى است هلا خويش را پيش آن نسيم كشيد و داريد . ) احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 20 . فيض حق ، لازم و صفت ثابت و ناشى از جود و كرم اوست و بنا بر اين هرگز گسسته نمىشود ، اين فيض را به وجود انبيا و اوليا نيز تفسير توان كرد ،